اولین قدم رادوین
عزیز دلم ببخشید بازم دیر شد اخه اینترنت بازم قطع شده . الان خونه مامی جون هستم 4 روز پیش بود که به کمک ما ایستادی اروم اروم دستم رو ازت ول کردم دیدم که خودت ایستادی و 3 قدم رفتی جلو این یعنی یکی از لحظه های قشنگ زندگی بود وقتی دیدم داری می ایستی از ذوق نمی دونستم چی کنم فقط به همه زنگ زدم و گفتم که پسملی ما داره قدم بر میداره ایشالله که تو راههای خوب قدم برداری پسر مامان دوستت دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین قدم رادوین
